قانون عشق ِ کامل (بدون حصر و استثناء) قانون من است، ولی من این قانون غائی را با اقدامات سیاسی که در عین حال موافق و مؤید آنم تبلیغ نمی‌کنم ... چه، چنین کاری در حکم آن‌ست که من از پیش خویشتن را به شکست محکوم کرده باشم، انتظار این‌که توده‌های مردم در حال حاضر از این قانون تبعیت کنند منطقی نیست ... من آدم رویایی نیستم ... (اوت 1920)

رنجی که شعار عشیرت بشری است ... شرط ضروری هستی است. زندگی از مرگ پدید می‌آید. برای آن‌که گندم بروید باید دانه‌ی بذر نابود شود. هیچگاه کسی بدون عبور از میان آتش ِ رنج بلند نشده است ... هیچ‌کس نمی‌تواند از این قاعده بگریزد ... ترقی چیزی جز تزکیه‌ی رنج با اجتناب از رنج دادن نیست. هر قدر رنج (شخصی) پاکتر باشد، ترقی والاتر است ... عدم زور همان رنج ِ خودآگاه است ... این‌ست قانون مردمی از نوع ما، همچنان‌که زور قانون وحشیان است. روح در نزد وحشیان به خواب رفته است. شرافت ِ آدمی را قانونی والاتر باید، و آن نیروی روح است ... این روح می‌تواند تمام نیروهای مادی عالم را به مبارزه بطلبد ... (11 اوت 1920)

 

مهاتما گاندی، رومن رولان، ترجمه‌ی محمد قاضی، انتشارات روزبهان، 1369.