واژه‌ی "شرک" به معنی انباز و همتا در نسبت قائل شدن است. خداوند از این واژه در قرآن برای توصیف نگرش کافران استفاده می‌کند، یعنی کسانی که برای خدا مثل و مانندی درنظر می‌گیرند. از سوی دیگر خداوند حتی انسان‌ها را نیز به "شریک شدن" با یک‌دیگر فرا نمی‌خواند و عباراتی نظیر مشارکت کردن، شرکت جستن، تشریک مساعی و ... که امروزه بسیار رایج هستند در بیان قرآنی کاربردی ندارند. پروردگار انسان‌ها را به شراکت و انبازی دعوت نمی‌کند، بلکه آن‌ها را به تعاون و انفاق فرا می‌خواند؛ این که به یک‌دیگر یاری کنند و اهل وقف و از خودگذشتگی باشند. نکته‌ی مهم موضوع هم همین جاست. وقتی برای مثال صحبت از به اشتراک گذاشتن1 موضوعی با کسی یا شرکت جستن در کاری می‌کنیم، فرد یا افراد مقابل خود را به‌طور ضمنی (دست‌کم در ویژگی‌ها یا خصلت‌هایی) اشخاصی نظیر و همتای خویش فرض می‌کنیم که مشترکات فراوانی با ما دارند. زیرا اگر چنین مبنای مشترکی وجود نداشته باشد، دلیلی برای "شراکت" نیز وجود ندارد. آیا این خود دلیل پدید آمدن بسیاری از منازعات و اختلاف‌ها میان مردم نیست؟

اما وقتی خداوند انسان را توصیه به همکاری و یاری رساندن به هم می‌نماید و از او می‌خواهد که از نیازمندان و تهیدستان دستگیری کند، مبنای نگرش نه اشتراک و وجود مشترکات بلکه خلوص نیت و اخلاص است در این امر که خیر و مصلحت دیگران را بر خویش مقدم بدانیم. پروردگار انسان را به انفاق سفارش می‌کند، به این معنا که در مال و آبرو و عقل و علمﹾ خود را وقف دیگران سارد و به نیازمندان یاری رساند. در گونه‌های مختلف انفاق (نظیر وقف و ایثار) غرض ِ اصلی این است که مصلحت و منفعت دیگران را بر خویش ارجح بدانیم و این کمال سخاوت است.

بدین سان چه نیک است اگر شرکتسوز باشیم در باور به حق و درک جایگاه خود و عشق به انسان و آفریدگارش.


1  "به اشتراک گذاشتن" به عنوان برگردان فارسی واژه‌ی to share در انگلیسی این روزها خیلی متداول است، اما ترجمه‌ی مناسب برای این واژه "در میان گذاشتن" است، نه به "اشتراک گذاشتن". مثل این که می‌گوییم "می‌خواهم موضوعی را با شما در میان بگذارم" که با زبان فارسی مأنوس‌تر است.


* ماند الّا الله باقی جمله رفت      شاد باش ای عشق شرکت‌سوز زفت  (مثنوی، دفتر پنجم)