-          پسرم! در تعالیم مُغان، جهان هستی مجموعه‌ای از نور و ظلمت است. تمامی جوهرهای نوری آسمانی‌اند و به جسم و جان اطلاق نمی‌شوند و اینان جهان "مینو" را تشکیل می‌دهند. اما عالم محسوس (جسمانی و جهان مادیات) ظلمت است که آن را در اصطلاح "گیتی" می‌نامند. هرجا که "جان" باشد، روشنایی هست، اما در این میان، انسان این امتیاز را دارد که دارای بصیرت باطنی است و شایستگی نیل به معارف شهودی را نیز دارد. نه تنها انسان‌ها، بلکه همه موجودات از "فَرَه‌وَشی" برخوردارند. فره‌وشی لطیفه ربّانی موجودات است. آدمی موجودی است بااراده و بااختیار خود که سرانجام  ِخویش را خود رقم می‌زند. باطن خود را جلا داده و به کمال می‌رسد و حجاب‌ها را کنار می‌زند.

... جان و تن هر دو رنگ خدایی دارند. اگر جان تعالی یابد بر توان تن نیز می‌افزاید. خلفای الهی کسانی هستند که جان و تن‌شان به کمال رسیده باشد و خداگونه شده باشند. انسان کامل در سیر خود عین "اَشه" می‌شود و سپس به کمالات متعالی‌تر عروج می‌کند.

... روشنایی درون با کمک خداوند و نظر و پرورش نیکان و پاکان و کردار نیک و گفتار نیک ِ راهروان کسب می‌شود. سخن آخر این‌که تعالیم حکمای خسروانی و اشراقیون و اهوراییان جملگی با اشاره و رمز است. کلید اشاره و رمز با تکامل روحی به‌دست می‌آید، نه با بحث!

... یحیی! اگر توانستی، همه جا از آتش و از نور بگو. منادی آتشکده‌های همیشه فروزان باش! یحیی! این‌ها را که می‌گویم به خاطر بسپار و در آن‌ها اندیشه کن: روح ایرانی، روح عشق و محبت است ....

 

همان.