ای سرو کهن ریشه نگهدار در این خاک

وین خاک گران حفظ کن از توف ِ شَغَبناک

 

ما سلسله در سلسله در پای تو رُستیم

گه در غم و گه خنده‌لب و شاد و طربناک

 

گویند که در بند کند سروْ گرفتار

مردان وطن، مرغ چمن، آهوی چالاک

 

گو حلقه‌ی پیوستگی‌اش نام که بر ماست

این بند به از هرچه جهان‌بینی و ادراک

 

بر گرد تو گشتیم و در این خانه نشستیم

در رنج و تعب، عیش و طرب، تنگی و اِمساک

 

بر قامت تو تکیه زد این وامق مفتون

بر شاخ تو دیدار کنم پهنه‌ی افلاک

 

گر جور زمان ریش کند خاطر هم‌کیش

تا یاد تو با ماست چه ما را ز جفا باک؟


21 خرداد 89