مکر و تلبیس را عموماً فریب و تزویر معنی می‌کنند، اما مکر در اصل یعنی روی‌پوشی حقیقت، یا به‌عبارت دیگر در پرده نگاه داشتن درستی و راستینی چیزی. بار واژه نیز منفی نیست؛ نیک و شر هر دو پرده‌پوشی دارند. برای مثال در سندبادنامه می‌خوانیم: به تلبیس دست ابلیس فروبستی، یا گاهی می‌گوییم مکر سرنوشت که تداعی کننده‌ی واقعه‌ای‌ست که با زیرکی و دانایی باید با آن برخورد کرد.

مهم شناخت نشانه‌هاست (signs) در میان نشان‌های (signals) فراوان؛ بدانیم چشمه‌ی نیک کدام است و چشمه‌ی شر کدام. این که بفهمیم آیا مکر در خدمت ماست و عامل رهایی از مکر، در متن صحنه‌ای تعیین می‌شود که در آن هم بازیگریم و هم بازی‌گردان. صحنه عموماً پرده‌پوشیده است و آن‌که صحنه را به‌درستی نبیند در یافتن حقیقت عمری به سرگردانی و سرگشتگی سپری خواهد کرد.

حقیقت نیز روی‌پوشیده است و پرده کنار نمی‌رود. تا نشان‌بین هستی و نشان‌گو، نشانه‌ساز و نشانه‌جو نیستی. و تا زمانی که نشانه‌ها را درنیابیم و چشمه‌ی حقیقت را نشناسیم، تفسیر ما از حقیقت نیز محتوای واقعی نمی‌یابد.