حق و مرام

برخی چیزها حق کسی است. برخی هم مرامی دارند که فراتر از حق و اختیار تعریف می‌شود. مثلاً در قبال دوستی که کار اشتباهی مرتبط با شما انجام داده، حق دارید اگر به شما بربخورد و واکنش نشان دهید. اگر ببخشید و بگذرید مرام شما را آشکار می‌کند. یا این حق شماست با هر کسی خواستید دوستی کنید، هرچند به دل‌شکستگی برخی دیگر منجر شود که خارج از مرامِ محبت است.
بسیاری در این باره که در مواجهه با چه کسانی باید مرام داشت صحبت کرده‌اند، این‌که برای مثال در قبال کسی که درکِ گذشت را ندارد، نباید گذشت کرد و از این دست موارد. من نمی‌دانم این برخورد گزینشی تا چه اندازه درست است. ولی چیزی که می‌دانم این است که نخست، هر کسی باید در زندگی‌اش مرامی داشته باشد، هرچند این مرام فقط به خود و چهار آدم دور و برش محدود شود. و دو دیگر این‌که بی‌مرامی گاه با رفتار ناموزون آمیخته می‌شود که بار منفی آن را بیشتر می‌کند. گرچه در مورد اخیر نیز باید حقِ اختیار برای طرف مقابل تحت هر شرایطی مجدداً محترم شمرده شود.
کسی که همیشه درب حضور به‌رویت گشوده و به‌تو خدمت کرده، آنجا که نیازش به‌تو میفتد اگر طردش کنی، توازن و هنجار یک رابطه را شکسته‌ای، در عین بی‌مرامی. ایضاً، نادیده گرفتن نقش کسانی که تو را به موقعیت کنونی‌ات رسانده‌اند.
/ 0 نظر / 40 بازدید