جود

بد آن نفسی که چون دیو پَلَشت است

منازِع نَفْسِ بد چون دد به دشت است

چه پرنقش است عروسِ مَکرِ عالم

بگردان رو از او کین نقش کَشت است

هر آن هنگام بنماید تو را سخت

تو سهل‌اش گیر، عالم چرخِ گشت است

درونم آتشی دارم من از خصم

شکیبایی سبب‌سازِ گذشت است

ای عاقل روزگار وصل می‌جو

که جز این وام‌خواهِ سرگذشت است

دلی خواهم ز فیضِ عشق سرشار

که راه عاشقی بی‌بازگشت است

کمال خسروان جود است وامق

بجوی آن را بیابش گنجِ هشت است

آذر ۹۳

واژه‌ها: پَلَشت: پلید- مُنازع: خصومت‌کننده- دَد: وحشی- کَشت: زشت و بدترکیب- گَشت: گردیدن، تغییر و تبدیل، تماشا- وام‌خواه: طلب‌کننده- سرگذشت: اتفاق و ماجرا- جود: احسان، بخشش، سخاء، فیض، کرم، جوانمردی، بلندنظری و بزرگواری- گنجِ هشت: هشت گنج، نام گنج‌های هشت‌گانه خسرو پرویز

/ 2 نظر / 24 بازدید
حمید خان

چون استعداد شعر خوندنم خیلی خوب نیست خیلی خوب نمیتونم با آهنگ بخونم ولی بسی لذت بردیم. دلی خواهم ز فیض عشق سرشار که راه عاشقی بی بازگشت است :)))))

مسعود راستی

سلام دوست حکیم من . اصطلاح نقشه راه را از دنیای سیاست آموختم اما حقا" که چه نقشهٔ راهی ترسیم کرده اید : نفس بدمنش را برحذر داشته که فریب دنیای رنگارنگ را نخورد و سهل گیر باشد و شکیبایی پیشه کند که اساس گذشت است ، آنوقت است که میشود دنبال وصال بود تا از فیض عشق سرشار گشت تازه به کمال جود می رسد . خدای سبحان میفرماید از تو می پرسند چه چیزی انفاق کنیم؟ بگو عفو را . که اینجا بخشش بسیار فراتر از معنای عام عفو ست ( یعنی زیادی مال ) . خداوند بر برکاتت بیفزاید .