از کشف المحجوب

و از ذوالنون مصری رحمه اللّه روایت آرند که گفت: من رفیقی داشتم موافق. خدای عزّوجلّ او را پیش خواست و از محنت دنیا به نعمت عقبی رسید. وی را به خواب دیدم، گفتمش: «خدای تعالی با تو چه کرد؟» گفت: «مرا بیامرزید.» گفتم: «به چه خصلت؟» گفت: «مرا بر پای کرد و گفت: بندهٔ من، بسیار ذُلّ و رنج کشیدی از سِفلگان و بخیلان و دست پیش ایشان دراز نکردی و اندر آن صبر کردی. تو را بدان بخشیدم.»
هُجویری، کشف المحجوب
/ 1 نظر / 61 بازدید
مسعود راستی

سلام دوست حکیم من دلم برای بعد کیهانی بسیار تنگ شده است. متأسفانه خیلی اسیر تلگرام شده ام و کمتر اینستاگرام! و مشغولیات دیگر. راستی اکانت تلگرام ندارید؟ لازم میشود بعضی وقتها! ارادتمند همیشگی .